نقش زنجیره ارزش در تجارت خارجی
مفهوم زنجیره ارزش
نقش زنجیره ارزش در تجارت خارجی
زنجیره های ارزش در صادرات به فرآیندها و فعالیتهایی گفته می شود که به محصولات با حرکت از تولید به بازارهای بین المللی ارزش افزوده می دهند و نقش مشارکت ارزش افزوده داخلی و خارجی را بر مراکز تولید منطقهای و روابط تجاری در سطح جهان برجسته می کند. کارایی حداکثری رویکرد زنجیره ارزش در کسب و کار منطقهای محوریت پیدا میکند و از همین رو همگرایی اقتصادی یکی از مسیرهای کلیدی برای افزایش صادرات و ارتقاء رشد اقتصادی و توسعه پایدار محصوب میشود. ولی باید توجه داشت ایجاد تقاضا در بازار های جدید کشور هدف نیاز به ایجاد مزایای رقابتی در محصولات صادراتی بر اساس انتظارات مصرف کننده میباشد و لازمه دستیابی به این امر نیاز به بهینه کردن زنجیره ارزش با رقابت پذیر نمودن ساختار می باشد. رقابت پذیری عبارتست از مجموعهای از نهاد ها، سیاست ها و عواملی که سطح بهره وری را مشخص میکنند . بهبود زنجیره ارزش بر ارتقای صادرکنندگان و بر رقابت پذیری و عملکرد کلی آنها در بازارهای بین المللی تأثیر می گذارد. اما تمرکز سالهای اخیر در حوزه تجارت خارجی، بیشتر بر نهادهای حاکمیتی متمرکز گشته است و نقش عوامل بنیادین خرد رقابت پذیری ( بنگاههای تولیدی) نادیده انگاشته شده است. این نقش در زنجیره ارزش بر اساس سه مولفه کیفیت و پیشرفته بودن عملیات شرکتها. محیط کسب و کار، وضعیت توسعة خوشه های کسب و کار محیط کسب و کار( ترکیبی از نهادهای تولید، قوانین، مشوق ها و نهادهای حمایت کننده) شکل میگیرد که به دست آوردن ارزش افزوده بنگاه ها را بر اساس رقابت پذیری تحت تأثیر قرار میدهد امروزه بیش از ۵۵ تا ۷۰ درصد تجارت جهانی در قالب زنجیرههای ارزش جهانی انجام میشود.
۱. ساختار زنجیره ارزش در تجارت خارجی
- مرحله طراحی و تحقیق و توسعه (R&D): بسیاری از کشورها در این بخش تخصص دارند و ایدهها و فناوریهای نوین را عرضه میکنند.
- مرحله تولید قطعات و مواد اولیه: کشورهایی با مزیت نسبی در نیروی کار یا منابع طبیعی در این بخش فعال هستند.
- مرحله مونتاژ و تولید نهایی: معمولاً در کشورهایی با هزینه نیروی کار پایین انجام میشود.
- مرحله بازاریابی و توزیع: برندهای جهانی با شبکههای توزیع گسترده این بخش را مدیریت میکنند.
- مرحله خدمات پس از فروش: ارزش افزوده نهایی از طریق خدمات پشتیبانی و تعمیرات ایجاد میشود.
۲. مزایای زنجیره ارزش در تجارت خارجی
- افزایش بهرهوری: هر کشور در بخشی که مزیت نسبی دارد مشارکت میکند.
- کاهش هزینهها: تقسیم کار جهانی باعث کاهش هزینه تولید و توزیع میشود.
- دسترسی به بازارهای جدید: کشورها میتوانند از طریق زنجیره ارزش به بازارهای بینالمللی نفوذ کنند.
- نوآوری و انتقال فناوری: همکاری بین کشورها موجب انتقال دانش و فناوری میشود.
- رشد صادرات غیرنفتی: کشورها میتوانند با تمرکز بر بخشهای خاص زنجیره، صادرات خود را متنوع کنند.
۳. چالشهای زنجیره ارزش
- وابستگی شدید به کشورهای دیگر: اختلال در یک بخش میتواند کل زنجیره را متوقف کند.
- ریسکهای ژئوپلیتیکی: تحریمها یا تنشهای سیاسی میتوانند زنجیره ارزش را مختل کنند.
- نابرابری اقتصادی: کشورهایی که در بخشهای کمارزش زنجیره مشارکت دارند، سود کمتری کسب میکنند.
- آسیبهای زیستمحیطی: تولید گسترده در کشورهای مختلف میتواند فشار بر منابع طبیعی ایجاد کند.
۴. نمونه عملی
یک دوچرخه فرضی را در نظر بگیرید:
- چرخها در ایتالیا ساخته میشوند.
- پدال و تسمه در ژاپن تولید میشوند.
- زین در چین ساخته میشود.
- تنه و دوشاخ در ویتنام تولید میشوند.
- مونتاژ نهایی در چین انجام میشود و محصول کامل به بازارهای جهانی صادر میگردد.
این مثال نشان میدهد که هیچ کشوری نیاز ندارد کل زنجیره تولید را در اختیار داشته باشد؛ کافی است در بخشی از زنجیره تخصص پیدا کند تا از منافع تجارت جهانی بهرهمند شود.
جمعبندی
زنجیره ارزش در تجارت خارجی یعنی مجموعه فعالیتهایی که از طراحی و تولید تا توزیع و خدمات پس از فروش یک کالا یا خدمت را در سطح جهانی پوشش میدهد. مشارکت کشورها در بخشهای مختلف این زنجیره باعث افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، دسترسی به بازارهای جدید و رشد صادرات میشود.زنجیره ارزش در تجارت خارجی به کشورها امکان میدهد با تمرکز بر مزیتهای نسبی خود، در تولید جهانی مشارکت کنند و از منافع آن بهرهمند شوند. این رویکرد باعث افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، انتقال فناوری و رشد صادرات میشود. با این حال، وابستگی به دیگر کشورها، ریسکهای سیاسی و نابرابری اقتصادی از چالشهای مهم آن هستند. برای ایران، ورود به زنجیرههای ارزش جهانی میتواند فرصتی بزرگ برای توسعه صادرات غیرنفتی و ارتقای جایگاه در تجارت بینالملل باشد